صدای عشق

 

من تو را می فهمم

من صدای پرش بال تو را می فهمم

                    پر پرواز، پر از آزادی

بام این خانه تو را می خواند

ای نوای خوش هر پرده عشق

زیر لب از تب اندوه، شفق می خواند

من تو را می فهمم

شعر تنهایی من نام تو را می خواند

ساز من از تو به هر پرده سخن می گوید

...عاشقان گوش کنید

                   این صدای عشق است.

 

 

پی نوشت:

1-تنها آن زندگی ارزشمند است که صرف دیگران شود.   اینشتین

2-هر گاه بتوانیم بعد از هر شکست لبخند بزنیم، شجاع خواهیم بود.

3-وتلنگری واسه پست بعدی:

  و شایسته این نیست که باران ببارد

                                           و در پیشوازش دل من نباشد...

 

 

   + اردیبهشت - ٦:۱٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۳/۳۱

از دل نرود هر آنچه از دیده برفت.

همه گویند که از دل برود هر آنچه از دیده برفت...

شب رفتن تو

من ماتم زده خسته دل گوشه نشین

گوشه میکده در ماتم

تک ساغر خود ریخته بر روی زمین گفتم آه!

کز رفتن تو، نفس از سینه برفت

آسمان بود که با دیده من نعره زنان می گریید

مرغ شب بود که در پهنه لاینتهی دشت خیال

همره مرغ دلم بال زنان، رقص کنان

دور رخت می چرخید

شب از نیمه گذشت و میخانه نشینان همه رفتند و من آنقدر نشستم که سحر آمد و 

                                                                                  از دیده شب، تیره برفت

گرمی پرتو خورشید از آن سوی تن پنجره ها سر زد و آهسته چنین زمزمه در گوشم کرد کی خسته دل،

مطمئن باش، مطمئن باش...

                                  که از دل نرود هر آنچه از دیده برفت.

پی نوشت:

١-مطلبی که نوشتم نمی دونم از کیه، برام جالب بود نوشتم.لبخند

2-واسه روز میلاد امام علی و روز مرد، یه شعر انتخاب کرده بودم که هر چی تلاش کردم نتونستم درجش کنم. شاید لیاقتش رو نداشتم!!ناراحت تلاش می کنم مردتر باشم...

3-هرکس همانگونه است که فکر می کند پس مراقب افکار خود باشید. ذهن همچون ساعتی، پیوسته در حال کار کردن است و باید هر روز آن را با اندیشه های خوب کوک کرد.                                                                                جی.پی.واسوانی

 

   + اردیبهشت - ۱۱:۳٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۳/٢۸

.؟.

...

دل به دریا زدنی باید و نیست

شوق دیگر شدنی باید و نیست.

 

پی نوشت:

1-دوست ندارم مطالب ناشاد توی وبلاگم درج کنم ولی...

2-خدایا کفر نمی گویم پریشانم چه می خواهی تو از جانم ! ...مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی!.

3-هر احمقی می تواند چیزها را پیچیده تر و خشن تر کند، برای حرکت در جهت عکس به کمی نبوغ و مقدار زیادی جرات نیاز است.           آلبرت اینشتین

   + اردیبهشت - ۱۱:٥۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۳/٢٢

2012

 

21 دسامبر 2012؛ به راستی چه اتفاقی قرار است بیفتد؟ آیا جهان به پایان کار خود می رسد؟ آیا تاریخ حیات جامعه انسانی تمام می شود؟ آیا زمین زیر و رو می شود؟ اینها پیش بینی هایی است که خیلی ها کرده اند و خیلی ها را به وحشت انداخته اند. 21 دسامبر سال میلادی آینده، روز ویژه ای در تاریخ به جای مانده قوم مایا، پیش بینی های نوسترآداموس و چند پیش گوی مشهور قدیمی دیگر است که تفسیرهای مختلفی از آن می شود.

تمدن مایاها از حدود 4000 سال پیش آغاز شد. آنها در شهرشان، چیچن ایتزا شگفت انگیزترین بناهای تاریخ را ساختند، معبد ها و هرم هایی که از دانش و قدرت آنها حکایت می کند. اما آنها به شکلی ناگهانی که برای باستان شناسان نیز کاملا روشن نیست، شهرشان را برای همیشه ترک کردند. ولی پیش بینی هایی که روی دیوارهای شهرشان باقی مانده، مربوط به دوران ما می شود.

آنها در نوشته هایشان علت به وجود آمدن جهان و نظمی که در آن است را توضیح داده اند. به باور مایاها نابودی جهان اجتناب ناپذیر است. طبق این باور، تاریخ وجود جهان مادی از چرخه هایی تشکیل می شود، که در ابتدای هر یک، جهان هستی آفریده می شود و انسان پای در آن می گذارد و در پایان هر چرخه با فروپاشی کاینات، انسان در آن به پایان کار نزدیک می شود تا در چرخه بعدی، به شکلی دیگر وارد جهانی متفاوت گردد.

به باور مایاها، پیش از این، چهار چرخه کامل اتفاق افتاده است و اکنون انسان در پنجمین چرخه قرار دارد. در ابتدا خدایان تصمیم گرفتند زمین را خلق کنند. به این ترتیب حیوانات را روی زمین پراکندند. آنها از آنچه آفریده بودند راضی نشدند و نظان هستی را بر هم زدند. تمام چرخه ها با همین دلیل از بین می روند تا جهان نو شود. در چرخه دوم، انسان به صورت خاک و گل؛ در چرخه سوم به شکل چوب و درخت و در چرخه چهارم به شکل ارواح و سایه ها وارد جهان می شوند و از بین می روند. و چرخه پنجم یعنی عصر ما به وجود می آید و انسان ساخته شده از گوشت و خون پا به عرصه حیات می گذارد. مایاها معتقد بودند که سال 2012 پایان چرخه پنجم است.

هرم بزرگ چیچن ایتزا به گونه ای ساخته شده است که حرکت سایه بر روی کنگره های دیوار آن، دقیقا منطبق بر تقویم مایاها می شود. کنگره های سنگی به گونه ای تراشیده شده که سایه ای را به موازات پلکان ایجاد می کنند. دو بار در سال این سایه آن قدر بالا می رود که خط مار مانند سایه، به سر سنگی اژدهایی که در پایین پلکان قرار دارد، متصل می شود. یکی از این دو نوبت، غروب 21 دسامبر است. به باور مایاها، شروع و پایان هر چرخه در یکی از این دو نوبت اتفاق می افتد.

در 21 دسامبر سال 2012 زمین و منظومه شمسی در موقعیت خاصی نسبت به کهکشان راه شیری قرار می گیرد که هر 26 هزار سال یک بار اتفاق می افتد. عده ای از مفسران تقویم مایا بر این عقیده اند که در چنین وضعیتی خورشید منفجر و در کهکشان پراکنده و مرگ زمین فرا خواهد رسید. البته علم نمی تواند این مطلب را تایید کند. ستاره شناسان و فیزیکدانان ما معتقدند که قرارگیری زمین در این موقعیت خاص، نمی تواند نتیجه خاصی داشته باشد.

نوشته های نوسترآداموس همگی به صورت شعر و دو بیتی هایی رمزآلود هستند که پنج قرن پیش منتشر شده اند. این نوشته ها به صورتی هستند که با توجه به تفاسیر مختلفی که ازآنها می شود، معانی مختلفی پیدا می کنند. او پیش بینی های بسیار معروفی در تاریخ داشته که هوادارانش به آنها استناد می کنند. در پیش گویی درباره 11 سپتامبر 2000 او حتی نام محلی را آورده که بسیار شبیه نیویورک است. یکی دیگر از پیش گویی های او مربوط به ظهور سه دجال یا ضد مسیح است که دنیا را به جنگ تبدیل می کنند. اولین آنها ناپلئون است که پیش گو از او با نام لورون یاد می کند. دومین آنها هیتلر است که در کتاب نوسترآداموس به نام هیستر آمده. سومین دجال هنوز ظهور نکرده است. پیش گویی نوسترآداموس در مورد 2012 بسیار عجیب است و همخوانی عجیبی با نوشته مایاها دارد. او در پیش گویی هایش از سیل، زلزله، جنگ و کشتار، قحطی و خشکسالی زیاد صحبت کرده، ولی در مورد 2012 نوشته که همه اینها ناگهان به زمین هجوم می آورند و بزرگترین فاجعه را به وجود می آورند. سومین دجال که مبوس نام دارد در همین هنگام ظهور می کند و جنگی تمام عیار را که می تواند جنگ جهانی سوم باشد، به راه می اندازد.

این حرف ها خیلی ها را وحشت زده کرده است. به ویژه که پیش گویی های نوسترآداموس، مایاها و چند کتاب دیگر در این مورد با هم انطباق دارند. مخالفان اما می گویند این حرف ها هیچ دلیل علمی ندارند و جای هیچ نگرانی نیست. یکی از آنها به بخشی دیگر از پیش گویی های نوسترآداموس اشاره کرده و گفته است: "اگر به حرف های او بود باید جهان در سال 1999 از بین می رفت."

 

پی نوشت:

١- اردیبهشت که نمی تواند این خرافات را قبول داشته باشد ولی ترجیح می دهد مرگش با پایان جهان هم زمان باشد!!!

٢- این پستم کمی متفاوت تر از پست های قبلیم بود، شاید واسه بعضیا جالب نباشه!! من سعی می کنم متنوع باشم و از همه چیز بنویسم. دوستان می تونن راهنمایان خوبی برای من باشند.

٣- امشب شب آرزوهاست، آرزو میکنم شادکامی و سربلندی دو یار همیشگی دوستانم باشد...

۴- ... نمی دونم چی بگم.....

   + اردیبهشت - ٦:۱٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۳/۱٩

می خوردن خیام

گویند روزی حکیم عمر خیام با یک کوزه می، به سوی بیابانی حرکت کرد تا فارغ از تعلقات دنیوی، دمی بیاساید! وقتی به آنجا رسید کوزه را بر زمین نهاد و نشست. بادی وزید و کوزه بر زمین خورد و شکست. خیام لب اعتراض به سوی خدایش گشود و گفت:

 

 ابریق می مرا شکستی، ربی؟                    بر من  در عیش ببستی، ربی؟

 من می خورم و تو می کنی بد مستی         خاکم به دهن، مگر تو مستی، ربی؟

 

در همان حال دهانش کج شد! وخیام باری دیگر رو به خدا گفت:

 

 نا کرده گنه در این جهان کیست، بگو؟           آنکس که گنه نکرد، چون زیست، بگو؟

 من بد کنم و تو بد مکافات دهی                   پس فرق میان من و تو چیست، بگو؟

 

 

پی نوشت:

1-خیلی وقت بود که به روز نکرده بودم، تلاش خواهم کرد که فراسو هر هفته، دو بار تازه تر شود.

2-به متن بالا نمی توان استناد کرد، زیرا بر اساس شنیده ها درج شده است. در صحت آن باید شک نمود!

3-شاید پست بعدی در مورد پایان جهان در سال 2012 باشد!!!!!!

   + اردیبهشت - ٧:٥٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۳/۱٦

خرداد نماد کمال و سلامتی

 

الهه خرداد که به صورت اورداد avardad نیز نامیده می شود، در تقویم اعتدالی خورشیدی در جایگاه سومین ماه سال و ششمین روز هر ماه قرار دارد. او از یاران مهم اهورامزدا و یکی از هفت امشاسپند یا ارواح نیکوکار است. از این امشاسپند معمولا به همراه ایزدبانو امرتات یا امرداد که مظهر بی مرگی و رستگاری است یاد می شود.ایزد خرداد در عقاید ایرانیان نماینده کمال و تمامیت و کلیت و محافظ و نگهبان آب های جاری است. این ایزدبانو به همه آنانی که برای آبیاری و رفع تشنگی و خشکی تلاش می کنند، یاری می رساند. در یسنا که مهم ترین بخش از کتاب اوستاست، بر این مساله تاکید شده که خداوند به کسانی که گفتار و کردار و اندیشه ای موافق با راستی داشته باشند، کمال خرداد و جاودانگی مرداد را خواهد بخشید. به منظور ستایش و نیایش این ایزدبانو، چهارمین یشت از اوستا به این امشاسپند اختصاص دارد. در این یشت آمده است که "اهورامزدا به زرتشت می گوید، امشاسپند خرداد را بیافریدم تا به واسطه وی، به مردم نعمت و برکت بخشیده و ستاینده اش ، چنان باشد که همه امشاسپندان را ستوده و کسی که به امشاسپند خرداد پناه برده، بیماری و آلودگی از وی دور می شود."

جشن خردادگان یکی از مهم ترین آیین های ماه خرداد است که برابر با ششم خرداد می باشد. از جمله آیین های این روز، رفتن به کنار آب های جاری و شستن تن در آب و احداث و بازسازی چاه ها و کاریزها و دور کردن آلودگی ها از رودخانه هاست.

روز خرداد از ماه فروردین که به نام خرداد روز نامیده می شود و برابر با نوروز بزرگ است نیز از مهم ترین روزهای ایرانیان باستان بوده و خصوصا در دوره ساسانیان جشن ها و آیین های خاصی را در این روز برگزار می کردند. ایرانیان تولد زرتشت پیامبر ایرانی را در این روز می دانند.

 


   + اردیبهشت - ٤:٢۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۳/٩

نه درس زندگی از آلبرت اینشتین

به گمانم این نابغه فیزیک را به اندازه کافی بشناسید. اما اینشتین جملات قصاری دارد که دقت به آنها برای جمع و جور کردن کلاف سر در گم زندگی مطمنا نمی‌تواند خالی از لطف باشد.

۱- کنجکاوی‌تان را دنبال کنید: “من استعداد به خصوصی ندارم. فقط به شدت کنجکاوم.
درباره چه چیزی کنجکاو هستید؟ دنبال کردن کنجکاوی‌تان راز موفقیت‌تان است.

۲- پشتکار با ارزش است: “نه اینکه من خیلی باهوش باشم؛ بلکه با مسایل زمان بیشتری می‌مانم.
تا زمانیکه به هدف‌تان برسید، پشتکار دارید؟ اینشتین می‌خواهد بگوبد، تمام ارزش تمبر پستی به این است که با تمام نیرو به چیزی بچسبد، تا اینکه به مقصدش برسد. مانند تمبر پستی باشید، مسیری را که آغاز کردید به پایان برسانید. به یاد بیاورید که در جایی دیگر اینشتین گفته بود، “من برای ماه ها و سالها فکر می‌کنم و فکر می‌کنم. ۹۹ بار نتیجه اشتباه است. صدمین بار حق با من است.

٣- تخیل قدرتمند است: “تخیل همه چیز است. تخیل پیش نمایشی از جذابیت‌های آینده زندگانی است. تخیل با ارزش‌تر از دانش است.
آیا از تخیل‌تان استفاده می‌کنید؟ اینشتین می‌گوید تخیل با ارزش‌تر از دانش است. به یاد بیاورید که توماس ادیسون می‌گفت: “برای ابداع، به یک تخیل خوب و کپه‌ایی از آت و آشغال نیاز دارید.

۴- اشتباه کردن اتفاق بدی نیست: فردی که هرگز اشتباه نکرده، هرگز چیز جدیدی را امتحان نکرده است.
از اینکه اشتباه کردید، نترسید. اشتباه شکست نیست. اشتباهات می‌تواند شما را باهوش‌تر، سریع‌تر و بهتر کنند. در واقع شما زمانی موفق خواهید شد که دو چندان اشتباه کرده باشید.

۵- برای اکنون زندگی کنید: من هرگز به آینده فکر نمی‌کنم – آینده به زودی فرا خواهد رسید.
شما نمی‌توانید فورا آینده را دست خوش تغییرات کنید، بنابراین بسیار مهم است که تمام تلاش‌تان را برای “اکنون” وقف کنید.

۶- انتظار نتایج متفاوت نداشته باشید: حماقت این است که بارها و بارها کاری یکسان انجام دهید و انتظار نتیجه‌ای متفاوت داشته باشید.
شما نمی‌توانید کاری یکسان را هر روز انجام دهید و انتظار تفاوت در نتایجش داشته باشید. به عبارتی، برای ایجاد تغییر در زندگی بایستی در خودتان تغییراتی ایجاد کنید.

۷- حماقت و نابغگی: “تفاوت بین حماقت و نابغه بودن در این است که نابغه بودن محدودیت‌های خودش را دارد.

۸- یادگیری قوانین و سپس بهتر بازی کردن: “شما بایستی قوانین بازی را بیاموزید. و سپس بهتر از هر فرد دیگری بازی می‌کنید.
دو کار است که باید انجامش دهید: ابتدا باید قوانین بازی را که می‌خواهید بازی کنید بیاموزید. درست است، خیلی هیجان انگیز نیست اما حیاتی است. بعدا، شما بهتر از هر فرد دیگری بازی خواهید کرد.

۹- دانش از تجربه می‌آید: اطلاعات، دانش نیست. تنها منبع دانش، تجربه است.
دانش از تجربه می‌آید. شما می‌توانید درباره‌ی کاری بحث کنید، اما بحث کردن فقط درکی فیلسوفانه از آن کار به شما می دهد. شما بایستی در ابتدا آن کار را تجربه کنید تا بدانیدش. چه کنیم؟ تجربه بیاندوزید. وقت‌تان را خیلی بابت اطلاعات نظری صرف نکنید، بروید و کاری انجام دهید تا تجربه‌ایی با ارزش را کسب کنید.

   + اردیبهشت - ۱٠:٥٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۳/٧

مترسک2

 

مترسک، آنقدر دست هایت را باز نکن، کسی تو را در آغوش نمی گیرد. ایستادگی همیشه تنهایی می آورد.

 

   + اردیبهشت - ٢:۱٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۳/٢