مجنون بیابان ها

 

 

ای بی تو دل تنگم، بازیچه توفانها

چشمان تب آلودم، باریکه بارانها

مجنون بیابان ها افسانه مهجوری است

لیلای من اینک من... مجنون خیابانها

آویخته دردم،  آمیخته مردم

تا گم شوم از خود گم، در جمع پریشانها

آرام نمی یارد، گویی غم من دارد

آن باد که می زارد در تنگه دالانها

با این تپش جاری، تمثیل من است آری

این بارش رگباری، برشیشه دکانها

با زمزمه ای غم بار، تکرار من است انگار

تنهایی فواره، در خالی میدانها

در بستر مسدودم، با شعر غم آلودم

آشفته ترین رودم، در جاری انسانها

دریاب مرا ای دوست ای دست رهاننده

تا تحته برم بیرون از ورطه توفانها

 

حسین منزوی

 

 

 

   + اردیبهشت - ٩:٥٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٧/۱٧

بــازی روزگـــار

 

از دلنوشته های پروفسور حسابی (پدر فیزیک ایران)

 

-بازی روزگار را نمی فهمم! من تو را دوست می دارم... تو دیگری را... دیگری مرا... و همه ما تنهاییم!

-داستان غم انگیز زندگی این نیست که انسانها فنا می شوند، این است که آنان از دوست داشتن باز می مانند.

-همیشه هر چیزی را که دوست داریم به دست نمی آوریم، پس بیاییم آنچه را که به دست می آوریم دوست بداریم.

-انسان عاشق زیبایی نمی شود، بلکه آنچه عاشقش می شود در نظرش زیباست!

-انسان های بزرگ دو دل دارند؛ دلی که درد می کشد و پنهان است و دلی که می خندد و آشکار است.

-همه دوست دارند که به بهشت بروند، ولی کسی دوست ندارد که بمیرد ... !

-عشق مانند نواختن پیانو است، ابتدا باید نواختن را بر اساس قواعد یاد بگیری. سپس قواعد را فراموش کنی و با قلبت بنوازی.

-دنیا آنقدر وسیع هست که برای همه مخلوقات جایی باشد، پس به جای آنکه جای کسی را بگیریم تلاش کنیم جای واقعی خود را بیابیم.

‏‏-اگر انسانها بدانند فرصت باهم بودنشان چقدر محدود است، محبتشان نسبت به یکدیگر نامحدود می شود.

-عشق در لحظه پدید می آید و دوست داشتن در امتداد زمان، و این اساسی ترین تفاوت میان عشق و دوست داشتن است.

-راه دوست داشتن هر چیز درک این واقعیت است که امکان دارد از دست برود.

-انسان چیست ؟
شنبه: به دنیا می آید.
یکشنبه: راه می رود.
دوشنبه: عاشق می شود.
سه شنبه: شکست می خورد.
چهارشنبه: ازدواج می کند.
پنج شنبه: به بستر بیماری می افتد.
جمعه: می میرد.


فرصت های زندگی را دریابیم و بدانیم که فرصت با هم بودن چقدر محدود است ...

 

   + اردیبهشت - ٧:۳٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٧/۸

یادت ای خوب بخیر

 

_این مطلب تکراریه! ولی دوس دارم دوباره ثبتش کنم...

 

 

 

"ای بلند آوازه

چه صمیمی بودی

بی ریا و ساده

مهربان

        افتاده

با مسما بودی

             یادت ای خوب بخیر

بر خلاف مردم

                دانه های دل تو پیدا بود."

 

 

 

پی نوشت های دل تنگ:

 

1- شرط دل دادن دل گرفتن است، وگرنه یکی بی دل می‌شود و دیگری دو دل.

2- دلتنگی بد نیست، یادگاریست از آنهایی که دوستشان داریم و از ما دورند.

3- نگاهت کافیست تا دوباره در هوای آمدنت بمیرم تو همیشه دعوتی، راس ساعت دلتنگی...

4- لحظه هایی هست که دلم واقعاً برایت تنگ می شود، من اسم این لحظه ها را “همیشه”  گذاشته ام.

...

شاید بازم این مطلب تکرار بشه........

 

 

 




   + اردیبهشت - ٩:٥۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٧/٤